اخبار

روایت نکنیم، شکست‌ می‌خوریم/ روایت مردم برای مردم در «شروه‌ای برای حبیب»

منتقد ادبی در نشست نقد کتاب «شروه‌ای برای حبیب» گفت: «شروه‌ای برای حبیب»، کتاب «مردم برای مردم» است؛ همین مسئله هم کار را سخت می‌کند، چراکه قاعدتاً نمی‌توانیم با یک متن منسجم سروکار داشته باشیم، بلکه با یک‌سری خرده‌روایت سروکار داریم؛ این مسئله، جزء خصوصیات بارز کتاب است.

به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، صدوچند سال قبل از این هم، وقتی رئیسعلی دلواری به شهادت رسید، نه فقط بوشهر که همه ایران عزادار شد. آوازه نبردهای شجاعانه و مخلصانه رئیسعلی به همه جا رسیده بود. دست خالی، مقابل قوای مهاجم ایستادن و دلاوری کردن، او را سر زبان‌ها انداخته بود. محبوب دل همه ایرانی‌ها شده بود. شهادتش همچون جرقه‌ای در انبار باروت عمل کرد و همه ایران شعله‌ور شد. در مناطق دیگر کشور، مردم قیام کردند و شهرها برای بیگانگان ناامن شد و به تلافی شهادت رئیسعلی، فلان شخصیت وابسته به انگلیسی‌ها توسط مردم به قتل رسید یا حتی اینکه نوجوانان می‌گفتند می‌خواهند روزی رئیسعلی شوند و… اما «شنیدن کی بود مانند دیدن». شهادت سردار دل‌ها در نیمه شب ۱۳دی‌ماه ۱۳۹۸ شنیده‌ها را برای بوشهری‌ها عینی و دیدنی کرد…

کتاب «شروه‌ای برای حبیب» کوششی است برای ثبت مجاهدت‌های مردم بوشهر در عزای شهیدی دیگر که در امتداد رئیسعلی دلواری با آرمان‌هایی به فراخور زمان بزرگ‌تر جنگید. این کتاب، خاطرات مردم بوشهر را از ایام شهادت حاج قاسم سلیمانی روایت می‌کند.

مراسم نقد و بررسی کتاب «شروه‌ای برای حبیب» با حضور هاجر عابدینی‌نژاد، محقق کتاب، محمد حیدری، منتقد و تعدادی از راویان کتاب، 25 مردادماه در سالن اجتماعات اداره‌کل کتابخانه‌های عمومی استان بوشهر برگزار شد.

تلاش برای نگارش دفتر دوم کتاب
هاجر عابدینی‌نژاد، محقق کتاب «شروه‌ای برای حبیب» در سخنانی درباره ماجرای نگارش این کتاب گفت: بعد از طریق ارتباطی که از طرف دفتر مطالعات جبهه فرهنگی انقلاب گرفته شد، فعالیت من برای ثبت خاطرات مردم از ایام شهادت سردار سلیمانی شروع شد. قبل از کار ما، چنین کتاب‌هایی توسط انتشارات «راه یار» برای چند استان دیگر منتشرشده بود و بوشهر چهارمین استان در این موضوع بود.

این محقق درباره روند پژوهش کتاب توضیح داد: ما باید در یک دوره دو ماهه، خاطرات را جمع‌آوری می‌کردیم. برای این کار ابتدا برگه‌هایی حاوی 10سؤال را در اختیار مردم گذاشتیم و سپس با توجه به پاسخ‌ها و خاطرات، هر خاطره‌ای را نیاز بود بیشتر توضیح داده شود، تماس می‌گرفتیم و پیگیری می‌کردیم که تکمیل شود. در جریان این کار، اتفاقات جالبی هم افتاد، هر راوی‌ای که صحبت می‌کردیم، چند نفر دیگر معرفی می‌کردند و از این طریق توانستیم حتی از برخی از روستاهای بوشهر که خودم هم نمی‌شناختم، خاطراتی ثبت کنیم.

عابدینی‌نژاد درباره تدوین کتاب خاطرنشان کرد: یکی از مشکلات ما در بوشهر این بود که برای تدوین خاطرات، نداشتن نویسنده و تدوینگر تاریخ شفاهی بود، به همین خاطر، تدوین خاطرات با خانم فریده الیاسی‌فر بود که مشهد حضور دارند.

این محقق با اشاره به برخی دیگر از اتفاقات رخ داده در حین جمع‌آوری خاطرات و تحقیق کتاب بیان کرد: در جریان این کار، مشکلاتی هم داشتیم، از جمله اینکه خیلی‌ها اعتماد نمی‌کردند و حاضر به انجام مصاحبه نمی‌شدند. برخی سوژه‌هایمان هم به ویژه در شهرستان‌های بوشهر به دلیل زمان کمی که داشتیم، از قلم افتاد. نزدیک 600 نفر خاطره برای ما فرستادند که ما توانستیم با 160 نفر مصاحبه داشته باشیم، اما بقیه را نرسیدیم. مطمئن هستم الان اگر دستمان بازتر باشد و زمان داشته باشیم می‌توانیم کل استان بوشهر را پوشش بدهیم و بتوانیم دفتر دوم «شروه‌ای برای حبیب» را هم داشته باشیم.

روایت نکنیم، شکست‌ می‌خوریم
محمد حیدری؛ منتقد نیز در سخنانی درباره ضروت نوشتن کتاب‌هایی مانند «شروه‌ای برای حبیب» عنوان کرد: آنچه که در هر جامعه‌ای درحال رخ‌دادن است، حاصل و ماحصل اتفاقات گذشته است که امری بدیهی هست. از طرفی موقعیتی که امروز هر جامعه دارد، قابل بررسی نیست مگر با بررسی گذشته آن جامعه، اتفاقاتی که باعث ایجاد جریان شده و روی توده مردم اثرگذار بوده است؛ قاعدتاً شهادت حاج قاسم سلیمانی هم از این امر مستثنی نیست.

وی با یادآوری خاطره خود از خبر شهادت حاج قاسم اظهار کرد: ضروری است اتفاقی که در بین مردم دارای جایگاه و جریان‌ساز است، ثبت شود. بخشی از این ضرورت را در فضای انقلاب اسلامی هم می‌بینیم. جایی‌ که رهبر معظم انقلاب اسلامی اشاره می‌کنند: «نگذارید جای جلاد و شهید عوض شود». این عوض‌شدن جای جلاد و شهید دقیقاً جایی اتفاق میافتد که اتفاقات ثبت نشود، تاریخ ثبت نشود، روایت‌ها به‌درستی ثبت نشوند و این‌ها باعث می‌شود که عده‌ای بیایند و به راحتی جای جلاد و شهید را با روایت‌های خودشان عوض کنند. جنگ، جنگِ روایت‌هاست؛ به درستی روایت نکنیم، شکست‌خورده این جنگ هستیم.

روایت مردم برای مردم
این منتقد افزود: معمولا این‌طور است که یک پژوهشگر یا یک ارگان دولتی یا سازمانی یا در زمان‌های قدیم‌تر حاکمی و یا مورخی می‌آید و مسائل را می‌نویسد و یک کتاب تاریخی منتشر می‌شود؛ اما این کتاب، کتاب «مردم برای مردم» است؛ یعنی از مردم روایت شده برای مردم؛ همین مسئله هم کار را سخت می‌کند که قاعدتاً نمی‌توانیم با یک متن منسجم سروکار داشته باشیم، بلکه با یک‌سری خرده‌روایت سروکار داریم؛ پس این ویژگی دوم که از مردم برای مردم رعایت می‌شود جزء خصوصیات بارز کتاب است.

حیدری تأکید کرد: در فضای ناداستان و روایت، یک سختیِ خیلی جدی وجود دارد و آن هم پای‌بندی تدوینگر به اصل و شاکله روایت‌ها است؛ یعنی دست تدوینگر یا نویسنده آن‌قدر باز نیست که بتواند روایت‌ها را تغییر دهد. البته به‌طورکلی فضای ناداستان هم کارکردش جذابیت نیست؛ گرچه ممکن است سوژه جذاب باشد و… ولی در واقع، هدف این است که واقعه، ثبت و در تاریخ ماندگار شود و آیندگان وقتی می‌خواهند حال و روز آن روزشان را بررسی کنند یا بخواهند به گذشته رفرنسی بزنند، منابع دست اول داشته باشند.

وی در همین باره اضافه کرد: در این کتاب، مسئله پای‌بندی به روایت راوی سخت‌تر هم است؛ چون ما با راویان مختلف در سنین مختلف، با جریانات فکری مختلف و از شهرهای مختلف مواجه هستیم که البته یکی از نقاط قوت کتاب هم همین است که ما با یک راوی یا یک شخصی که از دیدگاه یا زاویه خودش بخواهد روایت کند، مواجه نیستیم؛ بلکه با راویان دانش‌آموز، پیرمردها، جوان‌ترها، با آدم‌های مختلف در شهرها و روستاهایی که اسمشان را هم نشنیده‌ام، سروکار داریم یعنی وقتی کتاب را می‌خوانید با طیف‌های مختلف مواجه می‌شوید. یعنی به نوعی مردم‌شناسی استان بوشهر هم در این کتاب وجود دارد.

این منتقد با اشاره به کتاب «موتور سواران چمران» ادامه داد: وقتی این کتاب را می‌خواندم به این فکر می‌کردم که نویسنده آن‌طور که باید و شاید پای‌بند روایت نبوده است. مگر می‌شود راوی این همه جزئیات را بعد از این همه سال به ذهن داشته باشد؟ بعد که دعوت کردیم راوی آمدند بوشهر و با او نشست داشتیم، دیدیم نه! این مسئله امکان‌پذیر است؛ به شرطی که راوی به صورت خاصی بعد از جنگ مدام با آن منطقه در ارتباط بوده و همه‌چیز را ثبت و ضبط کرده و نوشته است؛ اما در فضایی که در این کتاب ما با آن مواجه هستیم با چنین راویانی مواجه نیستیم؛ راویانی که همان لحظه، همان حال‌وهوا، همان حس را بخواهند ثبت کنند که بعداً به یک پژوهشگری بدهند.

حیدری تصریح کرد: می‌خواهم بگویم که کار، واقعاً کار سختی بوده است. بیش از 160نفر مصاحبه نهایی شده‌اند که از آنها هم 84مصاحبه گزینش شده است، یعنی تقریباً نیمی از آن‌ها تبدیل به خاطرات تدوین‌شده کتاب شده‌اند. الآن خودم درگیر کار این شکلی هستم؛ قبلآً بچه‌ها شوخی می‌کردیم مصاحبه‌گر که کاری نمی‌کند، کار اصلی را تدوینگر می‌کند! ولی بعد وقتی که سوژه‌های این شکلی را می‌دیدیم می‌فهمیدیم که اصلاً کار را مصاحبه‌گر است که درمی‌آورد؛ مصاحبه‌گر اگر آدم توانمندی نباشد نمی‌تواند کار را در بیاورد که در این کتاب که اولین کار خانم عابدینی‌‌نژاد هم بوده است، ایشان بخوبی از پس کار آمده‌است.

حیدری خاطرنشان کرد: قبل از بررسی فنی کتاب باید به سه نکته اشاره کنیم: یکی؛ استقبال مردم از کتاب. دلیل این استقبال هم به‌نظر من حالا علاوه‌بر قدرت خود کتاب، تلاش بچه‎های دفتر تاریخ شفاهی بوشهر بوده است که کتاب را به مردم رساندند.

وی تصریح کرد: نکته بعدی جریان‌ساز بودن این کتاب است یعنی شما وقتی می‌بینید کتاب آمده اتفاقی را که در جامعه رخ داده است، ثبت کرده و الگویی شده برای حرکات بعدی و الآن می‌بینیم در حوزه‌های مختلف، هم این تیم و هم افراد دیگر این مسئله برایشان دغدغه شده که اتفاقات مهمی را که در منطقه صورت می‌گیرد، ثبت و ضبط کنند.

می‌شود به این کتاب افتخار کرد
این منتقد در ادامه سخنانش اظهار کرد: مورد سوم درباره این کتاب، بحث فنی و ادبی است. این کتاب هم مثل هر کتاب دیگری از نظر داشتن نقاط ضعف مستثنی نیست؛ البته این انتقاداتی که درباره کتاب دارم بخشی از آن همان‌طور که محقق کتاب توضیح دادند، به دلیل فرصت کم تدوین کتاب و عدم اعتماد مردم بوده است، اما من انتظار داشتم که اگر وقت بود دست‌اندرکاران کتاب، مثلاً هزار خاطره را برای تدوین کتاب بررسی می‌کردند، در این صورت، سطح کتاب چند رتبه بالاتر می‌رفت و ما با خاطرات جدی‌تر و محکم‌تری روبرو بودیم.

حیدری یادآور شد: این کتاب اولین کتابی بود که امسال خواندم و آن را با جان‌ودل معرفی کردم. در فضای نقد تعارفی ندارم؛ اما این کتاب را با تمام آن نقاط ضعف کمی که داشت واقعاً دوست داشتم. به جرأت می‌توانم بگویم که 80 درصد خاطرات کتاب، جاندار هستند بعضی از آن‌ها را می‌شود فیلم کوتاه کرد یا بعضی از سوژه‌ها را می‌شود جدا پرداخت.

وی تصریح کرد: تکراری بودن برخی خاطرات، لزوم پررنگ‌تر بودن نقش تدوینگر در کتاب که بوشهری هم نبودند و به همین دلیل، احتمالا با بوم بوشهر آشنا نبودند و زمان کم برای تدوین کتاب، چند مورد نقطه ضعفی است که درباره کتاب  بیان کردم که آن هم بیشتر به فضای خارج از بعد فنی کتاب مربوط می‌شود.

حیدری یادآور شد: با تمام این تفاسیر، با توجه به بررسی‌ای که در کتاب‌های دفاع مقدسی بوشهر داشتم، اگر بخواهیم مثلا 10کتاب در حوزه دفاع مقدس استان را معرفی کنیم، یکی از آن‌ها قطعاً «شروه‌ای برای حبیب» خواهد بود. این کتاب جزء کتاب‌هایی است که می‌شود به آن افتخار کرد؛ هم در بعد فنی و هم در بعد فرافنی. این کار حاصل یک جریان، اتفاق و آدم‌هاست که این آدم‌ها قرار است در آینده، کارهای بزرگ‌تری را هم رقم بزنند.

این منتقد در پاسخ به سبک نگارش کتاب عنوان کرد: در این باره دو مسئله وجود دارد، اول این‌که ثبت وقایع تاریخی برای جذابیتش نیست. ثبت می‌کنیم که بگوییم مثلاً در فلان تاریخ، فلان اتفاق افتاد و از زبان مردم هم روایت می‌کنیم. من تدوینگر اجازه ندارم چیزی را که راوی، روایت نکرده است، وارد کنم. شاید بتوانم مقداری از عناصر داستانی استفاده کنم.

وی افزود: در فضای ناداستان، زمان ‌ ومکان، حادثه و شخصیت را به‌هیچ‌عنوان نباید دستکاری کنیم؛ در سریال شوق پرواز، بازیگری که در نقش شهید بابایی است، وجود خارجی ندارد، نویسنده می‌گوید آن را آوردم که فیلم را جذاب کند یا در سریال «مختارنامه» که خیلی از حرکات و دیالوگ‌ها واقعی نیست؛ در ناداستان و روایت هم اگر بخواهیم روی جذابیت، دخالت کنیم، تبدیل به داستان می‌شود و از فضای ناداستان و مستند خارج می‌شود.

حیدری ادامه داد: زمانی‌که تدوینگر و محقق کار یک نفر باشد و دسترسی مداوم هم به سوژه‌ها داشته باشد، دراین‌صورت شما می‌توانید شما جذابیت داستانی به کتاب بدهید. ولی در این کتاب، هم محقق و تدوینگر جدا از هم بودند، هم زمان کمی برای نهایی کردن کار بوده و هم تعداد راویان زیاد بوده است.

این منتقد با بیان بخشی از خاطرات کتاب یادآور شد: با وجود مسائلی که گفته شد، معقتدم تدوینگر می‌توانست نقش بیشتری ایفا کند اما نه به آن‌صورت که بگوییم بیاید مثلاً کتاب را جذاب کند. آرایه‌ ادبی یا فضای ادبی را شما نمی‌توانید اضافه کنید. در تاریخ شفاهی شما باید تا آن‌جایی که می‌شود پای‌بند به روایت‌ها باشید. زمانی می‌توانید یک اثر تاریخ شفاهیِ جذاب بوجود بیاورید که اولا راوی‌تان یک نفر باشد نه چندین نفر. دوم این‌که؛ پژوهشگر و تدوینگر یک نفر باشد یا با همدیگر به مصاحبه بروند و دسترسی مداوم به مصاحبه‌شونده داشته باشند.

استقبال بوشهری‌ها از «شروه‌ای برای حبیب»
حیدر راهب، مدیرکل کتابخانه های عمومی بوشهر نیز در سخنانی با اشاره به فعالیت‌های دفتر تاریخ شفاهی بوشهر گفت: در دو سال اخیر با شروع کار و فعالیت دفتر تاریخ شفاهی بوشهر شاهد کارها و اتفاقات جدید در بوشهر بودیم از جمله این‌که کتاب ارزشمند «شروه‌ای برای حبیب» در مدت کوتاهی، به چاپ سوم رسیده است، یعنی 3هزار جلد از یک کتاب درباره خاطرات مردم بوشهر از ایام شهادت حاج قاسم، بدون حمایت دولتی و سازمانی دیده است که نشان می‌دهد مخاطب، این کار ارزشمند را پسندیده است.

وی تصریح کرد: آن‌طور که اطلاع دارم سوژه‌ها و کارهای دیگری هم در دست دارند که طی یکی – دو سال آینده، ثمراتش را خواهیم بود. رسالت ما هم به عنوان نهاد کتابخانه‌های عمومی، ترویج این کتاب‌های ارزشمند است.

راهب با اشاره به تداوم نشست‌های رسانه‌ای درباره کتاب «شروه‌‎ای برای حبیب» در بوشهر تأکید کرد: امیدواریم با حضور افراد و بیان خاطرات جدید از ایام شهادت حاج قاسم، دفتر دوم این کتاب را هم در بوشهر داشته باشیم.

لازم به ذکر است در بخشی از این برنامه، جمعی از راویان کتاب نیز به خاطره‌گویی درباره ایام شهادت حاج قاسم سلیمانی پرداختند.

کتاب 144صفحه‌ای «شروه‌ای برای حبیب» که تحقیق آن برعهده هاجر عابدینی‌نژاد بوده و تدوین آن توسط فریده الیاسی‌فرد صورت گرفته است با قیمت 40هزار تومان توسط انتشارات «راه یار» منتشر شده و علاقمندان جهت تهیه آن، علاوه بر کتابفروشی‌ها، می‌توانند از طریق سایت و صفحات مجازی ناشر به نشانی raheyarpub.ir نسبت به سفارش کتاب اقدام کنند.

منبع: ایبنا

بازگشت به لیست

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *